[Blog_Tags_Title] ,



RSS

وبلاگ اتوماتیک (کپی )
وبلاگ اتوماتیک (کپی )

جمعه 25 دی 1394

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم                    

حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم

پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم                              

شرط بی بال وپری بود نمی دانستیم           

آسمان از تو خبر داشت ولی ما ازتو

سهممان بی خبری بود نمی دانستیم

آب وجاروی در خانه ما شاهدبود

ازتو برما گذری بود نمی دانستیم

این همه چشم به راهی نگرانم کرده

عاشقی دردسری بود نمی دانستیم

تا ظهورت چقدر فاصله داریم آقا

آه از جمعه ی بی تو گله داریم آقا

رفته بودی که بیایی چفدر طول کشید

عرض کردیم نبودی وسحر طول کشید

ما برای خودمان اینهمه گفتیم بیا

نظر کردیم به پای تو بیفتیم بیا

تو طبیب دل غم دیده ی مایی آقا

ما که مردیم بیا پس تو کجایی آقا

مگر اینکه توبیایی و حیاتم بدهی

مگر اینکه تو ازاین وضع نجاتم بدهی

ازبه خود آمدن این قافله را گم کردیم

وای برما پسر فاطمه را گم کردیم...

دست برداری از این غیبت طولانی اگر

من به پای تو بریزم طلبی،جانی اگر.

شاعر:صابر خراسانی







نوشته شده توسط autoblog68 در ساعت 22:37
ارسال نظر(0)

به وب سایت من خوش امدید
ایمیل مدیر : mahdieha32@gmail.com



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.::



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران