[Blog_Tags_Title] ,



RSS

وبلاگ اتوماتیک (کپی )
وبلاگ اتوماتیک (کپی )

دوشنبه 12 بهمن 1394

خاطره 34 : ماهیگیری
رفته بودیم ماهیگیری با تور ، تور رو بقول ماهیگیرا کاشتیم توی دریا و اومدیم بیرون یکم هوا سرد بود ، یکم چای و میوه خوردیم که بهم فشار اومد ! یعنی دستشویی واجب شد یه دستشویی همون نزدیکی بود رفتم سمتش دیدم درش قفله ! تا دستشویی بعد 5 دقیقه راه بود طبق زمان بندی و فشار مورد نظر نمیشد تحمل کرد بهترین راه دوییدن بود خلاصه حس ورزش کردن گرفتم که کسی شک نکنه بخاطر فشار دستشوییه ! دوییدم تا نزدیکای دستشویی که دوستم منو دید و داد زد بابا ورزشکار ! دیدم داره میاد سمتم گفتم حالا یه ساعت این حرف میزنه ، بهش گفتم الان میام باید مسیرم کامل برم ! نمیشد که برم مستقیم دستشویی نزدیکای دستشویی خودمو انداختم ! مثلا دستام کثیف شد و با چهره یی که مثلا باید برم دستام رو بشورم وارد دستشویی شدم 







نوشته شده توسط autoblog68 در ساعت 20:24
ارسال نظر(0)

به وب سایت من خوش امدید
ایمیل مدیر : mahdieha32@gmail.com



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.::



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران