[Blog_Tags_Title] ,



RSS

وبلاگ اتوماتیک (کپی )
وبلاگ اتوماتیک (کپی )

دوشنبه 12 بهمن 1394

خاطره 33 " مارک معروف "
جلوی خونمون یه درخت لیمو داشتیم و من زیرش رو جوری درست کرده بودم که میشد رفت زیرش و لیمو و نمک و ترششششش و ....
خلاصه پاتق دنجی شده بود ، یه شب ساعتهای 2 میشد زیر درخت بودم دیدم دوتا دختر خانم تیپ خفن ! دست در دست هم با خنده و کمی هم آواز داشتن از جلو من رد میشدن که البته بنظرم داشتن آبمیوه میخوردن ! ازین آبمیوه قوطیا ! 
دقیقا جلو من که رسیدن دوتا قوطی رو پرت کردن رو درخت ، یکی از قوطی ها از بین شاخ و برگ درخت دقیقا افتاد جلوی من و من در کمال تعجب دیدم قوطی آبجو بود اونم مارک معروفش ...







نوشته شده توسط autoblog68 در ساعت 20:24
ارسال نظر(0)

به وب سایت من خوش امدید
ایمیل مدیر : mahdieha32@gmail.com



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.::



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران