
شعر اول:
از در برانی ام قسم مادری که هست
در کوی تو به نام جوادت دری که هست
بر این زبان گرفته که کاری نمیدهند
اما کنار تو نوکری که هست
شعر دوم:
حالا که نیامدم دمت را بفرست
من نیستم آنجا کرمت را بفرست
گفتم که مریضم و شفا میخواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست