
الان توی شهرتونی...
منم امرووز رفتم خرید با الیو خواهرش...تو هم که با داداشت تهنا بودی...
میدونی بهت عادت کردم...
اما خوب قول دادم بهت...وابستگی و این حرفا نداریم...باشه آقا قول میدم:(اگرچه سخته ولی قوله قوله قول...
هیچی نخریدم اومدم خونه...
شاید بیای اصفهان....خوب خیلی عالیه که میبینمت...بوس:(